آخر هفته پیش سریال تلویزیونی «مدار صفر درجه» رو دیدم، یک سره شب و روز نشستم به تماشای تمام قسمتهاش. بازیها و فیلمنامه خوب بود،اگر نقصی هم بود، در مقایسه با فیلمها و سریالهایی که این روزها دیدم به چشم نمیومد. کلا سریال قشنگ و گیرایی بود و دوستش داشتم! یادمه زمستون ۲۰۰۸ که رفته بودم ایران، از سریالهای پرطرفدار تلویزیونی بود. اون موقع بهش توجه نکردم، مشغولتر از اون بودم که بشینم پای تلویزیون و سریالهاش. جالب اینکه دیدنش این روزها خالی از لطف نبود و کاملا میشد با اتفاقات این روزها و سالهای گذشته مقایسه کرد! با این روزهایی که تو مملکت این همه مشکل هست؛ اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، علمی...آدمهای فرصت طلب و موج سوار، زندانیهای بی گناه، روزنامه نگار زندونی، توقیف و تعطیلی روزنامه ها، عدم رعایت حقوق اقلیتهای مذهبی، ...! خلاصه که تکرار تاریخ، هی تکرار، تکرار و تکرار!!! حالا کی ما از این وقایع درس میگیریم و به جایی میرسیم که دیگه گذشته رو تکرار نکنیم، خدا داند؟! اصلا به اونجا میرسیم؟؟!
در واقع، اولش این سریال رو به خاطر «شهاب حسینی» انتخاب کردم . ولی آخراش ناجور عاشق «سرگرد بهروز فتاحی» و عشقش به «بانو زینت الملوک جهانبانی» شدم! حیف...روزگار مردان و زنان عاشق و وفادار به عشق خیلی وقته سر اومده!!!
۲ نظر:
eeeeeee malom shod ke man kheyli nashiyam.akhe haftey pishy bary in nazar dadam.amma alan mibinam ke neveshte : 0 nazar !!!ajiiiibe.eyb nadare hala ke yadam nist chi neveshtam,migam ke manam in seriyalo kheyli dost dashtam.hala ke shoma yadam andakhti dobare mikham bebinamesh.amma age vaghti nobatam mishe az laptop estefadeh konam .vaghti baray tamasho bashe !!!
ایشاالله هم وقت بشه و هم نوبت استفاده از لپتاپ. سریال قشنگیه!
ارسال یک نظر